ابراهيم بن منصور ابن خلف النيسابوري
313
قصص الانبياء ( فارسى )
بديدند ، بدانستند كه در آنجاست . آره برنهادند و درخت را از بالا بدونيم كردند همچنان با زكريّا . گويند چون دندانهء آره به دو رسيد بناليد ندا آمد كه يا زكريّا اگر بيش بنالى نامت از ديوان انبيا محو كنيم . زكريّا صبر كرد تا همچنانش به دو نيم كردند . كلبى گويد با بعضى از قاصّان كه زكريّا را عليه السّلام سه بار بكشتند و حق تعالى او را زنده كرد تا آنگاه كه بناليد . ليكن اين قول درست نيست . درست آنست كه دعا كرد كه الهى مرا تو تنها ممان كه تو بهترين ميراث كنندگانى . قوله تعالى : رَبِّ لا تَذَرْنِي فَرْداً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْوارِثِينَ . فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ وَهَبْنا لَهُ يَحْيى « 1 » اجابت كرديم او را و يحيى بداديم ، و ز پس او را بصلاح آورديم يعنى داننده گردانيديم . اين بود قصّهء زكريا . قصهء شصت و هفتم يحيى عليه السلام قوله : وَ زَكَرِيَّا وَ يَحْيى وَ عِيسى وَ إِلْياسَ كُلٌّ مِنَ الصَّالِحِينَ . « 2 » حق تعالى دعاى زكريّا را مستجاب كرد و چون يحيى فرزندش داد كه او را سيّد خواند ، و هيچ پيغامبر را در قرآن سيّد نخواند ، چنان كه گفت : ] a 841 [ وَ سَيِّداً وَ حَصُوراً وَ نَبِيًّا مِنَ الصَّالِحِينَ . « 3 » سيّد است بعلم و تقوى و عبادت . و در اخبار آمده است كه از جملهء بنى اسرايل از فرزندان ابراهيم و اسحق و يعقوب عليهم السلم هفتاد هزار پيغامبر بودند . هيچكس بزرگوارتر و پاكيزهتر
--> ( 1 ) - الانبياء 89 و 90 ( 2 ) - الانعام 85 ( 3 ) - آل عمران 39